وقتی فهمیدم هنوز دوستت دارم برایت دوباره نوشتم به امیدروزی که ببینمت و ببینیم
شوخي زيبايي بود که خداوند با قلب من کرد !
زيبا بود امّا شوخي بود !
حالا .... . . تو بي تقصيري !
خداي تو هم بي تقصير است !
من تاوان اشتباه خود را پس ميدهم . . . !
تمام اين تنهايي تاوان « جدّي گرفتن آن شوخي » است.
برچسب:
نویسنده: نیلوفر