وقتی فهمیدم هنوز دوستت دارم برایت دوباره نوشتم به امیدروزی که ببینمت و ببینیم
گفتمش : دل می خری ؟
برسید چند؟
گفتمش : دل مال تو، تنها بخند !
خنده کرد و دل زدستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستش روی خاک افتاده بود
جای پایش روی دل جامانده بود...
برچسب:
نویسنده: نیلوفر