خرید بک لینک

درباره سایت

نیلوفرآبی

وقتی فهمیدم هنوز دوستت دارم برایت دوباره نوشتم به امیدروزی که ببینمت و ببینیم

امکانات وب

وقتی افتاد سنگی از بامی 

برسر عارف نکونامی 

گفت حمد ای خدای بنده نواز

 شاکرم ای کریم سنگ انداز 

رهروی گفت این چه گفتار است؟  

کی خدا شکرخواه آزار است؟

خنده ای کرد و گفت آن دانا

 تو چه دانی حدیث او با ما

خواست گوید به خفیه در گوشم

 

که فلان نیستی فراموشم

خدایا سنگی که به سر من زدی هم رسید ولی بدجور درد داشت .ممنون که فراموشم نکردی حالا برای این کمر زخمی مرهمی نمی فرستی؟من هنوز منتظرم

 

برچسب: نویسنده: نیلوفر تاريخ: يکشنبه 19 / 9 ساعت: 23:04

صفحه بندی