وقتی فهمیدم هنوز دوستت دارم برایت دوباره نوشتم به امیدروزی که ببینمت و ببینیم
سالها شبنم پرستی کردنم ای دلم،زهر جدایی را بخور چوب عمری با وفایی را بخور ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت من که گفتم این بهار افسر دنی است من که گفتم این پرستو رفتنی است آه عجب کاری به دستم داد دل هم شکست و هم شکستم داد دل این هم از یک عمر مستی کردنم
برچسب:
نویسنده: نیلوفر