وقتی فهمیدم هنوز دوستت دارم برایت دوباره نوشتم به امیدروزی که ببینمت و ببینیم
وقتی خورشید پائیزی طلوع می کندتمام غصه های تابستان رفته روی سینه ام سنگینی می کند نه تاب صبح را دارم نه تحمل شب را بی تو شب و روزم یکیست.چه فرق می کند خورشیدباشدیا نه مهم این است که دل من ابریست.بیخیال باران.من هنوز می بارم...
برچسب:
نویسنده: نیلوفر