وقتی فهمیدم هنوز دوستت دارم برایت دوباره نوشتم به امیدروزی که ببینمت و ببینیم
به نام خدا
با نام ضامن آهو شروع می کنم به امید آرزوئی خوش چون او را بعد از سالها در جوار تو یافتم هنوز نگاهت را حس می کنم که به من لبخند زدی وقتی ناباورانه تو را نگریستم و گفتی :آری! حالا وقتش است برای او می نویسم تا روزی که مرا به آغوشش مهمان کند

برچسب:
نویسنده: نیلوفر